:: بازديد از امپراتوری
:: بديل منتقدان افشاری-عطری برای حفظ منافع ايران چيست؟
:: جنگ نرم آمريکا با ايران در راه است
:: ما و تابوی آمريکا
:: دموکراسی استصوابی
:: ايرانی ها نيامدند
:: به هر حالت که بودم با تو بودم ميهن ای ميهن
:: Preemptive Dissent
:: در مفهوم شکست
:: وضعيت بی ستارگی
:: انقلاب زنی زيبا بود
:: کار ما با صرف مخالفت با حمله آمريکا تمام نيست
:: ضد منجی
:: بهنود، مک نامارا و ساعدی
:: اگر ژاپن در جنگ برنده می شد
:: دموکراسی با سالاد اسلحه
:: نااميدی از جنگ
:: هیسسسسسسس!؟
:: برای حمله نخست بايد توجيه دفاع را تضعيف کرد
:: آمريکا و ما - نسلی که جنگ نمی خواهد
:: ما و آمريکا به روايت وبستان
:: تغيير تدريجی بهترين نوع تغيير است
:: حق تعيين سرنوشت مان را به آمريکا واگذار نکنيم
:: ما، آمريکا و اين لشکر روشنفکران
:: تخيل و فرهنگ آمريکايی
 
 
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی  |:|   فیل های رسانه ای از نفس افتاده اند  |:|   متن پیشنهادی قانون اساسی جمهوری آینده ایران  |:|   تنها یادداشت بدردبخوری که پس از مرگ هانتینگتون به فارسی دیده ام  |:|   داستان زمانه و گسست ارتباط آن با مخاطب  |:|   گفتگوی من و بیلی با نویسنده سیبستان - نشر مجدد  |:|   فروش دستگاه های استراق سمع ده هزار تومانی و قطره خواب کردن زنان  |:|   فیلترینگ با 5 میلیارد تومان بودجه دوسال آینده اش کجا را هدف قرار داده است؟  |:|   هلندی های طرفدار قصاص  |:|   وقتی بسیچ شیرینی پخش می کند!  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
ملکوت غربی
سايت فيلم چرخ و فلک
نامه های عاشقانه يک پيامبر
مصحف با قرائت و امکان جستجو
شريعت عقلانی
در باره شریعت و عقلانیت
ايران و جامعه اطلاعاتی
کتابخانه فارسی آنلاين
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
باغ ايرانی
کاخ گلستان
آيدين آغداشلو
وبستان: رضا دقتی
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
سايت جامع پارتيان
ايران در سايت روزنامه گاردين
نمايه مجلات داخل ايران
راهنمای سايت های افغان
آينه افغانستان
الخليج العربی
Tehran Avenue
Wong Kar Wai
Thoughtland
Andrew Sullivan
HAWCA
International Crisis Group
Alan Sokal
Prospect Magazine
Counter Punch
New Yorker
Economist
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
Time photoessays
Best British Blogs
Kargah
Marge Casey
Fleurs du Mal
Forugh Farrokhzad


آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
October 9, 2009  
نوبل صلح اوباما راه جنگ را سد می کند  
 
اولین واکنش گروههایی از ایرانیان به نوبل صلح اوباما اظهار تعجب است. خواسته قلبی بسیاری از ایرانیان این بود که یکی از رهبران جنبش سبز نوبل صلح را ببرد. اما غیرایرانیان هم کمتر از ایرانیان از اعطای نوبل صلح به اوباما ناراضی نیستند. نظرسنجی روزنامه گاردین (در اینجا) نشان می دهد که عموم مردم فکر می کنند هنوز زود بوده که به اوباما نوبل صلح داده شود. اما اگر خوب فکر کنیم نوبل صلح رای دادن به صلح برای ایران و افغانستان است. اینکه وقت اعطای نوبل صلح به اوباما بوده است یا نبوده و اینکه آیا کسی دیگر شایسته تر از او برای نوبل صلح امسال وجود داشته یا نه مساله اصلی ما نباید باشد. در زمانی که گزینه های تفاهم و تحریم و حمله روی میز مذاکرات است، مساله اصلی این است که با این نوبل وسوسه جنگ با ایران و حمله به ایران فروکش می کند و این همان چیزی است که ما می خواهیم.  

ما معتقدیم هر حمله ای باعث نابودی جنبش سبز می شود و راه خشونت را باز می کند و ولو به تغییر رژیم فعلی بینجامد هیچ ارزشی ندارد. هر نوع تغییر در ایران باید از راه مردمی و خودجوش و مسالمت آمیز به دست آید. اعطای نوبل صلح به اوباما جایزه ای به همه سبزاندیشان است. راه مذاکره را باز می کند و باز نگه می دارد. تا مذاکره و گفتگو هست جنبش صلح جوی سبز هم هست و رشد می کند. دادن جایزه صلح نوبل به رئیس جمهور آمریکا راه را بر نظامیگری فرفه احمدی نژاد و سینه چاکان سپاهی اش هم می بندد. اینهم پیامد مهمی است. در واقع دادن نوبل صلح به اوباما جنگ طلبان هر دوسوی مذاکره کنونی را عصبانی خواهد کرد اما دست کم برای آینده نزدیک تداوم جنبش سبز را تضمین می کند و خطر جنگ را کاهش می دهد. این به نفع ما ست. من تصمیم کمیته نوبل را هوشمندانه ترین تصمیم در جهت منافع مردم خود و صلح جهانی می بینم ولو به رهبران مردم من جایزه نداده باشد با دادن جایزه امسال ادامه حیات جنبش ما را بیمه کرده است.

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5637
نقد و نظر

سلام. احتمالن ازین به بعد به کسانی که حرفهای خوب بزننو توی صحبتهاشون دم از صلح و دوستی بزنن ولو اینکه توی کارنامه شون یک اقدام عملی مثبت دیده نشه! این جایزه تعلق می گیره! خودمونیم با این معیارها اصلح ترین فرد برای دریافت این جایزه خاتمی نبود؟ اوباما توی مهد ازادی داره راجع به صلح و دوستی حرف می زنه! حاضره برای اثبات خودش روبروی هر جنایتکاری پشت میز مذاکره بشینه و چشمشو روی خیلی از واقعیتهای ازار دهنده ببنده. ولی امثال خاتمی توی یک چنین جو وحشتناکی دارن فعالیت میکنن. منکه خوشم نیومد! ادم دلسرد میشه.

Posted by: محمد رضا at October 14, 2009 11:41 AM



نه !
من مخالفم
جایزه نوبل صلح ارزشی فراتر از زمان امروز دارد ...

Posted by: فرهاد at October 14, 2009 11:36 AM



یعنی سیاست امپراتوری امریکا این بزرگ ترین ابر قدرت، تا این اندازه لنگ در هواست، که با یک جایزه نوبل ناقابل، تغییرات 180 درجه داشته باشد، جنگ را صلح و بمباران یک جانبه را به گفتگوی دوجانه تبدیل کند؟ من فکر می کنم در این تحلیل یک کمی ساده انگاری نموده اید.

Posted by: رونما at October 12, 2009 6:40 PM



che khoob shod baz ba ye site roobero shodam ke jang ba iran az tarafe amrika ra be nafe iran nadoonest vaghean khooshvaghtaam ke shoma ham motaghediin har chand ma ba rejim moshkel dashte bashiim iran keshvare mast va nabayad paye bigane be an baz shavad valo be taghiire rejim bianjamad

Posted by: salam at October 12, 2009 4:09 PM



بواقع دوران جنگ و انقلاب بسر آمده و بايد به اتفاقات و پديده هاي اجتماعي و سياسي در ايران و جهان با نگاه نو برخورد كرد با تحليل شما موافقم ضمن اينكه اعتقاد دارم جنبش سبز در برخورد با پديده اوباما و سياستهاي او بخصوص نسبت به ايران مي بايست هوشيار باشدقطعا اصلاحات دوران طفوليت خود را گذرانده و در حال بلوغ است لذا افق ديد اين جنبش بايد عميق و وسيع تر از سطح معمول باشدبهمين خاطر احساس مي شود كه به هر پديده اي چند بعدي نكاه كنيم

Posted by: رضا at October 11, 2009 7:02 AM



شگفت انگیز است دوست من !همیشه همینگونه بوده.نگاه ما ایرانیان به مسائل به جای ریشه یابی،تبعی بوده است! حالا که اینجور شده پس اونجور یا حالا که اونجور شده پس اینجور!!!این چه تحلیلی است؟
این آقا می گوید خلیج!هویت ما ایرانیان را نابود می کند تا خودش را به عرب نزدیک کند.درست همان کاری که ولتر با ایرانیان کرد!
در افغانستان مردم بیگناه را به خاک و خون می کشد؟چرا؟چرا آمریکا در افغانستان است؟برای دموکراسی؟در عراق چه می کند؟ گسترش دموکراسی؟ پس شگفت کشوری است این آمریکا!
دادن صلح نوبل به اوباما مانند آن است که به خمینی خونخوار یا احمدی نژاد جلاد جایزه صلح بدهند.آیا کشته شدن ایرانی دردناکتر از کشته شدن زن و کودک افغانی است؟ آیا راه گسترش دموکراسی جز از راه بهبود بنیادهای فرهنگی یک کشور است؟
پرسش این نیست که این پاداش چه پیامدی برای ایران دارد.پرسش آن است که آیا اوباما شایستگی این پاداش را دارد ؟ نه ندارد. به چه دلیل؟ به دلیل کشتن عراقیها.به دلیل کشتن افغانها. به دلیل نقض کردن هویت ما ایرانیان.به دلیل سازگاری با رژیم فاشیستی-اسلامی خامنه ای-احمدی نژاد.
ما در ایران راه جنبش سبز را ادامه خواهیم داد و چشم به پیامدهای تبعی هیچ فرد یا دولت خارجی به خصوص از نوع خونخوارش نخواهیم داشت. ما نه عرب زده ایم و نه غرب زده.ضمن این که هر دو برای ما قابل احترامند.

Posted by: mehr at October 11, 2009 5:08 AM



عدم واکنش به حکم اعدام یکی از معترضان با هر دیدگاهی که دارد بدلیل رعایت نشدن هیچکدام از قوانین ملی و بین المللی از درجه ی اعتبار ساقط است و تعجب آور است که واکنشی را در جامعه در پی نداشته!
به قول آن شاعر:
مرگ من مرگ شماست
مگذارید شما را بکشند!

Posted by: یک دوست at October 10, 2009 3:39 AM



Posted by: ن at October 9, 2009 9:32 PM



از نگاه ات به اتفاقات دور و برات خوشم می آید ولی گمان کنم آنقدر که احتمال بروز حماقت از سوی اسرائیل وجود دارد از سوی آمریکا وجود ندارد.دست کم 1 به 1000 می توان تصورش کرد.

Posted by: بیگانه at October 9, 2009 9:04 PM



جناب جامی با این دیدگاه شما در تصمیم‌گیری هوشمندانه برای اهدای جایزه صلح نوبل به اوباما و بقولی خریدن زمان برای ادامه راه امثال جنبش سبز در کشوری چون ایران و دست یابی به صلح پایدار و گذر از این برهه سخت برای جامعه جهانی چندان موافق نیستم، به استناد حافظه تاریخی‌مان و به گفته خودتان که اشاره‌ای به آن داشته‌اید چنین انتخاباتی متضمن دست یابی به چنین موفقیتی نیست همانطور که در گذشته هم چنین نشد.

Posted by: ژوکر at October 9, 2009 7:35 PM



روزی که صلح سیاه شد!
http://bit.ly/18YOwr

Posted by: حمید at October 9, 2009 4:05 PM



شاید هم جنگ با ایران را در جهت صلح جهانی و موجه‌تر جلوه دهد.

Posted by: یونس at October 9, 2009 3:38 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 12
چاپ کن
بفرست