:: همشهری معين
:: در معنای لطافت و ادراک امر بلاکيف
:: ما مونولوگ می کنيم ديالوگ بلد نيسيتم
:: مدرنيسم ايرانی و آلودگی بيان هگلی
:: به اندازه تيراژ يک روزنامه ترک هم کاغذ روزنامه نيست
:: ايران جمهوريخواهان دموکرات شده را نمی خواهد
:: پروژه پشتونیزه کردن افغانستان: تحليلی خلاف آمد رسانه ها
:: حاشيه نشينی بزودی بزرگتر از متن شهرنشينی ما خواهد شد
:: سبک شناسی ابتذال در زبان و شعر - گام اول
:: اشتياق به هر آنچه ممنوع است؛ ايدئولوژی نسلی شورشگر
:: اين دو مصاحبه را از دست ندهيد
:: پست مدرنيسم مارک تجارتی روشنفکران
:: صنم
:: تشنج های عراق به سود آمريکاست
:: آگاهی، نه ايمان و بی ايمانی؛ مساله اين است
:: مصدق مسلمان سکولار
:: در عراق چه می گذرد؟
:: خرمای بم
:: شيرين عبادی امين زلزله زده ها می شود
:: سياست پيگيری مسائل حقوق بشر در ايران
:: يک نگاه ساده
:: خيزش نوين معنوی؟
:: نمونه ای برای شناخت ما
:: بانوی بهشت ما
:: آن صد دلار لعنتی
 
 
غدیر قم یا تاجگذاری اسلامی  |:|   سلطان به سلام حوزه می رود  |:|   A Day with Ridley Scott, who excluded us  |:|   سلطان، ارمنی کشی از روزنامه نگاران و ریدلی اسکات  |:|   ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی  |:|   فیل های رسانه ای از نفس افتاده اند  |:|   متن پیشنهادی قانون اساسی جمهوری آینده ایران  |:|   تنها یادداشت بدردبخوری که پس از مرگ هانتینگتون به فارسی دیده ام  |:|   داستان زمانه و گسست ارتباط آن با مخاطب  |:|   گفتگوی من و بیلی با نویسنده سیبستان - نشر مجدد  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
نامه های عاشقانه يک پيامبر
مصحف با قرائت و امکان جستجو
شريعت عقلانی
در باره شریعت و عقلانیت
ايران و جامعه اطلاعاتی
کتابخانه فارسی آنلاين
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
سايت جامع پارتيان
نمايه مجلات داخل ايران
راهنمای سايت های افغان
آينه افغانستان
Wong Kar Wai
Thoughtland
HAWCA
International Crisis Group
Alan Sokal
Prospect Magazine
Counter Punch
New Yorker
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
Kargah
Marge Casey
Fleurs du Mal
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
July 29, 2009  
در اسلام ستم به قاتل امیرالمومنین هم جایز نیست  
 
یادداشت محمد مطهری* که پیداست فرزند صالح فقیه شهید مرتضی مطهری است نمونه روشنی از عدالت خواهی اسلامی است. اسلامی که آلوده هوای نفس و شهوت قدرت نشده باشد یا در کندی و کوری بصیرت گرفتار نباشد. صدای او صدای حق خواهی متین دین و دینداران است که دین را وسیله قتل و آزار و تحمیل نمی خواهند. صف امروز و فردای ما در برابر همه کسانی است که به تحمیل رای خویش می اندیشند دینی یا غیردینی و هرکس را که با ایشان نباشد دشمن می پندارند. یادداشت نفیس این خلف صالح را در زیر می خوانید:

به جرأت مي‌توان گفت که قاطبه افراد غيرمغرضي که در سي سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دليل يک واژه سه حرفي بوده است: «ظلم». اين افراد، يا ظلمي بر خودشان رفته و فريادرسي نديده‌اند، و يا ظلمي آشکار در حق يک فرد ـ مانند آنچه در جريان بازجويي وحشتناک بر همسر سعيد امامي رفت ـ شاهد بوده‌اند، ولي هر چه به انتظار نشسته‌اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در اين زمينه بسيار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده مي‌کنم. 

چشم فتنه درآوردن
1. دفاع از يک نظام اسلامي با توسل به شيوه‌هاي غيراسلامي و بلکه غيرانساني، همان قدر موفقيت آميز است که کسي بخواهد با شرابخواري از سنت نبوي پاسداري کند. برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي مي‌دهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.

دردانه های امنیتی
2. به نظر مي‌رسد که در کشور ما همه مسائل، جز يک مسأله، قابل چشم پوشي و يا اهمال است حتي آنجا که پاي يک حکم اسلامي و يا روحانيت در ميان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنيتي» به خود بگيرد، به طوري که تقاضاي اجراي عدالت در مورد يک مساله امنيتي از سوي هر کس، مساوي است با همسو خوانده شدن با اسرائيل. 

به همين دليل است که براي آزرده نشدن برادران اروپايي حکم قطع دست سارق (در شرايط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمي‌شود و حتي در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نواميس مردم به خاطر اعتراض کشورهاي غربي کوتاهي صورت مي‌گيرد (چون اين مسائل «امنيتي» نيست و بنابراين مي‌توان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بني يعقوب در زندان اگر تمام آبروي اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسأله‌اي نيست چون پاي دردانه‌هاي امنيتي در ميان است. باز از همين روست که فيلم «مارمولک» با اينکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانيت را داشت از سوي کارشناسان امنيتي بي اشکال اعلام شد اما فيلم «به رنگ ارغوان» که در مورد يک مأمور امنيتي است به خاطر ممانعت آنان جواز نمايش نمي‌گيرد. 

وظیفه نخبگان در برابر ظلم
3. هنوز پس از سي سال معلوم نيست که وظيفه نخبگان و مردم در قبال ظلمهاي مشهود در نظام اسلامي چيست؟ من نمي‌دانم که چرا بايد درباره رابطه ميان جمهوريت و اسلاميت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمي مانند وظيفه مسئولان، علما و مردم در قبال ظلمها در يک نظام اسلامي، مورد توجه قرار نگيرد؟ حضرت امام (ره) در وصيتنامه خويش در مورد ترويج فساد چنين هشدار دادند که «مردم به دستگاه‌هاي مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهي نمودند، خودشان مکلف به جلوگيري هستند». البته به مخيله امام هم خطور نمي‌کرد که بتوان برخي افراد بازداشتي در جمهوري اسلامي را به بهانه شرايط امنيتي، بدون محاکمه مستقيما از اتاق بازجويي روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصيت نامه خود راه حلهايي در اين مورد ارائه مي‌داد. 

این دیگر چه صیغه ای است؟
4. افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار مي‌شد. اين ديگر چه صيغه‌اي است که وقتي کسي بازداشت مي‌شود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدي در تکثير مخالفان نظام در ميان باشد). 

در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانواده‌هاي بازداشت شدگان مي‌خواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر مي‌شود! آيا اين همان "آزادي تقريبا مطلق" در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن مي‌گفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانواده‌هاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است.

سقوط نظام با روشهای حفظ نظام
5. عمل به قانون هم مثل خيلي چيزهاي ديگر جناحي شده است. خلاف قانون، فقط اين نيست که کانديدايي به حکم شوراي نگهبان تمکين نکند. نمي‌شود در اين مورد فرياد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غيرقانوني با مردم معترض ـ که با اندک محبتي مي‌توانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پيش از اين نيز گفته ام اگر نظام ما با برخي از آنچه تحت لواي «حفظ نظام» صورت مي‌گيرد سقوط نکند بسيار بعيد است که با عامل ديگري، حتي حمله نظامي از پا درآيد.

6. ميان «جمع کردن» يک بحران با «حل کردن» آن تفاوت بسيار است. اولي از کساني برمي آيد که به هر مساله تنها به ديد امنيتي مي‌نگرند و دومي کار افراد بصير و دلسوزي است که ديدي جامع به مسائل داشته و راه حلهاي امنيتي را آنهم بدون وقوع هيچ ظلمي آخرين گزينه مي‌دانند نه اولين گزينه. با ظلم مي‌توان يک مسأله را جمع کرد اما نمي‌توان آن را حل کرد. در يک نظام مردمي هميشه راه حل غير امنيتي مقدم و بسيار کارساز است. 


کارخانه های بزرگ ضدانقلاب سازی
روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» مي‌دانند چگونه درباره اين کارخانه‌هاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نمي‌آورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين مي‌کنند با جوانان بي نام و نشان چه مي‌کنند؟ 

اين را هم بايد اضافه کرد که ما امروز «دشمن شناس» خودخوانده زياد داريم. عده‌اي توجه ندارند که به ويژه در هنگام بحران‌ها، دشمن‌شناسي تنها از معدود افراد بصير، عالم و متقي بر مي‌آيد و نبايد اجازه داد يکي با دسترسي به شنود، ديگري با خواندن چند بولتن محرمانه، سومي براي تسويه حساب‌هاي شخصي، چهارمي با تفسيرهاي سودجويانه تحليل‌هاي بيگانگان و پنجمي براي خودشيريني يا شهوت پست و مقام، خود را «دشمن شناس» جا بزنند.

 اين به اصطلاح دشمن شناسان، که اخيرا آيت الله استادي گروهي از آنان را به نقد کشيد، به دليل قضاوت بر اساس جناح بازي ـ که به عقيده من نوعي شرک است ـ عملا بسياري از طرفداران واقعي انقلاب اسلامي، از مردم عادي گرفته تا ديگران را نه تنها از انقلاب که گاهي از اسلام هم بيزار کرده و مي‌کنند و در عمل ولو با نيت خير، خيانتي را انجام مي‌دهند که از هيچ دشمني بر نمي‌آيد.

پیروی از ولی فقیه یا چاپلوسی از ولی فقیه؟ 
7. کسي نمي‌تواند خود را پيرو ولايت فقيه بداند و در عين حال در مورد ظلمهايي که نهايتا کل نظام اسلامي را به نابودي خواهد کشاند بي تفاوت بماند، مگر آنکه پيامبر (ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پيامبر (ص)، ظلم يک حکومت را نابود مي‌کند و حتي کفر چنين اثري ندارد. بنابراين هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بيشتري دارد بايد نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطري است که رهبري و کل نظام را تهديد مي‌کند بيشتر فرياد بزند. کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري مي‌زند و در عين حال بر اين ظلم‌ها چشم مي‌بندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او.

نقش روحانیت تملق گویی نظام نیست
چه اتفاقي بايد بيفتد که قاطبه علما که خود نيز براي استقرار و دوام نظام زحمتها کشيده‌اند فارغ از جناح بنديها و دعواهاي انتخاباتي در مقابل اين ظلمها واکنش جدي نشان دهند؟ آيا براي مردم قابل قبول است که براي فوت يک عالم دست چندم ـ که البته تکريمشان واجب است ـ چندين اطلاعيه از سوي علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولي براي مرگ چند جوان در بازداشتگاه‌هايي که هيچ کس مسؤوليت آن را نمي‌پذيرد سکوت پيشه شود؟ نقش روحانيت در نظام اسلامي تملق گويي نسبت به نظام نيست، بلکه همان طور که شهيد مطهري تاکيد داشت ـ و البته تا حد زيادي مغفول ماند ـ رويکردي نظارتي و منتقدانه با تکيه بر عدالت است.

کمیته های رسیدگی
در اينجا ذکر دو مطلب لازم است. اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معناي ناديده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنيت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زيادي براي مردم انجام داده و مي‌دهند و نه به معناي عدم لزوم مجازات سنگين براي آشوبگران واقعي که بسيار هم اندک بوده‌اند. ديگر آنکه راه حلهايي از قبيل تشکيل چند کميته رسيدگي ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند يکي از مسئولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهايتا به تهيه چند گزارش «خيلي محرمانه» و ارسال آن براي مسئولان بينجامد، هيچ کمکي به باور مردم به مقابله جدي با اين فجايع نخواهد کرد و شايد تشکيل ندادنش مفيدتر باشد زيرا براي مردم اميد واهي ايجاد مي‌کند. 

سیاست خبری رسانه ملی
روشن است که مرحوم محسن روح الاميني تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام ديگر مانند سهراب و اشکان نشنيده‌ايم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قيامت کبري با کفن خونين راه را بر مسببان و نيز سکوت کنندگاني مانند نويسنده خواهد بست. به سبب سياست خبري موجود، کسي نمي‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بي‌کسي مانند «ترانه موسوي» دهان به دهان مي‌گردد راست است؟ خانواده وي که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبري رسانه ملي هر خبري را باورپذير کرده است. 

آيا رسانه ملي در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقي خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفي خواهد کرد؟ اگر چنين باشد اميدي به عدم تکرار اينگونه فجايع هست اما به نظر مي‌رسد اين رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ايران است آنهم در مورد کشورهايي که با ايران مشکل سياسي دارند. 

جوانان ایرانی صدها باز مظلوم تر از شربینی
شربيني که توسط يک «شهروند» آلماني در يک کشور سکولار کشته شد و در بيش از 200 بخش خبري در کشورمان از او ياد شد بسيار مظلوم بود، اما آيا يک جوان ايراني که در يک اعتراض آرام خياباني دستگير شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبري ـ آن هم در کشوري که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان مي‌داند ـ از بازداشتگاه بيرون مي‌آيد صدها بار مظلومتر از شربيني نيست؟ 

اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچ‌کدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نمي‌شود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است. 

muhammadmotahari@gmail.com
---------------------
 *
اصل مقاله را در اینجا ببینید. انبوه کامنتهای مردم را از دست ندهید. عنوانها به متن افزوده شده است.

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5504
نقد و نظر

جناب آقای جامی عزیز در اینکه آقای محمد مطهری و نظراتی که از نوشته ایشان درج کرده‌اید بیانگر دل‌سوزی‌ها و نگاه تؤام با رأفت اسلامی است، خوب بنده هم شکی نمی‌کنم. اما سوال اساسی‌تر این هست آیا بعد از این همه بی‌عدالتی رأفت اسلامی چاره‌ساز هست؟ به نظر نمی‌رسه خواسته واقعی مردم ایران محدود به رأفت اسلامی موردنظر بشود؟!! مردم ایران خواستار خیلی بیشتر از اینگونه رأفت اسلامی‌ها هستند، خیلی بیشتر...

Posted by: ژوکر at July 30, 2009 4:50 PM



بستگی دارد به اين که منظورتان از اسلام چيست و از آن چه تفسيری داريد. برای بسياری، آن چه مقمات جمهوری اسلامی می کنند، عين اسلام است.

--------------------
برای من اسلام فقط در عمل حکومت فعلی خلاصه نمی شود. اسلام از شمال چین و تاجیکستان تا مراکش گسترش دارد و یک اسلام هم نیست. این اسلامی که ما به آن گرفتاریم بسادگی می تواند اوراق شود. از نظر من محتوای این حکومت اسلام نیست استالینیسم است. روش باید عوض شود چه اسلامی چه غیر اسلامی. منظورم این است که هیچ دلیلی نیست که فکر کنیم با کنار رفتن اسلام مساله حل می شود. اگر این بود بایدهر جا که اسلام نمی بود گلستان می شد. اما نیست و نشده است. پس مشکل جای دیگری است. و البته جا برای هر نوع فکر دیگری هم باز است. از جمله اسلامی متفاوت از حکومت فعلی ایران. - سیب

Posted by: داريوش at July 30, 2009 2:34 PM



راستش سه روز بعد از انتخابات کذائی وقتی که علی مطهری در شبکه ی خبر اعلام کرد که:«از همون اول هم معلوم بود که احمدی نژاد انتخاب می شود» خیلی دلم ازش گرفت و با خودم گفتم بعید است پسر همچو پدری بیاید و این حرفها را بزند و...
اما این نوشته ی او بازهم یک کمی من رو به اون امیدوار کرد .البته فقط یک کمی!...چون در مجموع با گفته ی اولین کامنت گذار که از بابت پیوستن انواع چهره ها ابراز نگرانی کرده تقریبا موافقم

Posted by: اینجا کرمان at July 30, 2009 2:25 PM



آقای جامی،
من حدود یک‌ سال است که خواننده‌ی همیشگی و ستاینده‌ی نوشته‌های شما هستم، اما هیچ‌بار در این مدت نخوانده‌ام که موضع شفافی در برابر حکومت دینی و اصولا دین بگیرید. (البته شاید چیزی از نگاه من دور مانده باشد).
آقای محمد مطهری در این یادداشت‌ که البته حرف‌های به‌حق و درست و خوبی هم دارد، آن وسط‌ ‌مسط‌ها نوشته‌اند که «برای آزرده نشدن برادران اروپایی حکم قطع دست سارق (در شرایط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمی‌شود و حتی در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نوامیس مردم به خاطر اعتراض کشورهای غربی کوتاهی صورت می‌گیرد (چون این مسائل «امنیتی» نیست و بنابراین می‌توان کوتاه آمد).»
خُب این جمله‌ها آشکارا یعنی من ِ مطهری معتقدم باید دست مجرم را در شرایط خاص قطع کرد و فرد متجاوز به نوامیس مردم باید اعدام شود. در جای دیگر ِ همین نوشته می‌گویند روحانیت در فیلم مارمولک ملعبه شده و از آن مهم‌تر، تعدادی از بازداشت‌شدگان را آشوب‌گر واقعی می‌دانند.
آیا این‌ها نیز جزو عقایدی است که شما در این «یادداشت نفیس ِ این خلف صالح»، «نمونه‌ی روشنی از عدالت‌خواهی اسلامی» نامیده‌اید؟ مثلا اعدام را عادلانه می‌دانید؟ یعنی شما همه‌ی عقاید این «فرزند صالح» و پدرش را که این روزها ویدیوکیلیپی به نام «سند حماقت» از سخنرانی او ساخته‌اند و روی اینترنت پخش کرده‌اند تایید می‌کنید؟ (همان کیلیپی که پدر ِ فرزند ِ صالح، چهارشنبه‌سوری و ازروی‌آتش‌پریدن را سند حماقت می‌نامد و این ترکیب ِ «سند حماقت» را بارها در این کیلیپ کوتاه که هوشمندانه روی صدای ایشان عکس‌های خونی ِ قمه‌زنی و زنجیرزنی و مازوخیسم اسلامی را گذاشته‌اند، تکرار می‌کند.)

راستی آقای جامی،
دیدن کامنت‌های «مطهری هم به جنبش سبز پیوست» نگرانم می‌کند. جنبش سبز دارد با توجیه ِ «امروز فقط اتحاد» و «دشمن ِ دشمن ِ من، دوست ِ منه» رفته‌رفته ملغمه‌ی بی‌قانونی از عقاید متضاد می‌شود که برای فردای ما خطرناک و نگران‌کننده است. آیا نگرانی من بی‌مورد است؟ من می‌ترسم از آن سازهای آشفته و ناکوکی ساخته ‌شود که فردا تازه صدای گوش‌خراشش دربیاید. البته قطعا وجود اختلاف عقیده برای داشتن یک جامعه‌ی سالم و آزاد، حیاتی و ضروری است، اما «چه کاری» باید با صدای ساز ناکوکی کرد که هر سازنده‌ی آن، روز ِ جشن ِ فردا، رقص مطلوب خودش را از آن «طلب» خواهد کرد؟
-------------------------------

دوست عزیز، به نظرم هر کسی که نامه را بخواند را نقطه قوت و برجسته ان را نقد ولی فقیه ستمکار و هواداران ستم پیشه او می بیند. این همان چیزی است که به نامه نفاست می بخشد. انچه شما دیده اید نوعی مشغول شدن به فرعیات است که اصلا موضوع بحث نامه هم نیست. در واقع اولویت اصلی در همان پیام اصلی نامه است. اگر بخواهیم در این فرعیات الان صحبت کنیم نتیجه ای نخواهد داشت. اما اگر مایل اید بدانید باید بگویم آن قسمت را مانند شما نمی خوانم.

در باره جنبش هم من نگران آنچه شما نوشته اید نیستم. امروز جنبش بسیار همخوان تر از سی سال پیش است. دست رد زدن به سینه هر کسی که حرف عدالت بزند هم درست نخواهد بود. روحانی باشد یا جسمانی. یهودی باشید یا بهایی. سنتی باشد یا متجدد. طبعا این به معنای نادیده گرفتن اختلافات گروهها و عقاید در جزئیات نیست. اگر همه آنها زیر پرچم واحدی قرار گرفته اند در جزئیات نباید اختلاف کرد.

آخر هم اینکه از من انتظار نداشته باشید موضع در برابر دین بگیریم. این انتظار خردمندانه ای نیست. اما من در برابر حکومت دینی موضع دارم. اگر در این یکسال این نکته را متوجه نشده باشید سیبستان را خوب نخوانده اید.

- سیب

Posted by: سامان at July 30, 2009 12:14 PM



یکی از دوستان روحانی من که او هم آدم آزاده و دانشمندی است و انگلیسی دان و فلسفه غرب دان قابلی هم هست از بستگان مرحوم مطهری است او از این شیخ محمد خیلی تعریف می کرد. شیخ محمد دکتری فلسفه دین از کانادا دارد.
نمی توانم ادعا کنم امثال شیخ محمد مطهری در حوزه چقدر هستند از آن گذشته نمی دانیم تا چه حد اینها در ظلم ستیزی خود حاضرند جلو بروند اما واضح است که چنین نامه ای عدالت خواهانه و حقیقت جویانه است.

Posted by: یاسر میردامادی at July 30, 2009 12:38 AM



در تایید همین معنا:

خدا را مثله میکنند! قربتا الی الله...
گاهی هم
در دیار شاه پریان،
از ما بهتران سیاه دل
همان دشمن معروف میشوند و
غسل میکنند و صغر ناخن کرده و لباس مطهر پوشیده و شارب خضاب کرده، وضو میگیرند...
دو رکعت وزوز کرده و ناکرده، یکصدوبیست وچهار هزار صلوات صوت(سوت) میکنند در زمین و دود میکنند در هوا و بسم الله میگویند و
سوزن داغی زیر ناخن های بی لاک دخترک سبز پوش فرو میکنند قربتاالی الله...
گاهی هم برای امنیت ملی یک مادر، به دخترش تجاوز میکنند، قربتا الی الله...
و برای امنیت یک میل شیطانی،
فریب میدهند،
غصب میکنند،
تقلب میکنند، اعتماد مردم را میدزدند و کودتا میکنند؛ قربتا الی الله...
گاهی هم...
نشئه میشوند تا بتوانند بکشند، بدررررند، پاره کنند، بسوزانند، قربتا الی الله...
چرا که باور ندارند:
انا لله و انا الیه الراجعون...
پس لباسی از دروغ میبافند برای حفظ جان،
بارگاهی از دروغ برای چند نفس بیشتر در دود:
ندای خدا را در سینه ای سبز خفه میکنند و
میکشند قربتا الی الله...
و به فریب، شکایت میبرند به قاضی الجنایات مرتضوی!
و نمیترسند از قضاوت علوی!
پس میکشند زندگی را با شعار خدا،
و با امانت ملک ایران، حذف میکنند ایرانی را...
گاهی هم مثله میکنند خدا را قربتا الی الله...

Posted by: ماهگون at July 29, 2009 11:39 PM



چقدر انگشت شمارند انسان های آزاده.

--------------------------------------
با شما موافق نیستم. رسانه ای داشته باشی که صدای آزادگان باشد خواهی دید که بسیارند. - سیب

Posted by: بیگانه at July 29, 2009 10:39 PM



سلام
خوب خوبید .معلومه.
خسته هم که نیستید.

بی انرژی شدن.کاملا پیداست فریبه.ولی تا همین اندازه کلی پیشرفته.
به هند ومرتاضاش سری نمی زنید؟نقطه ضعف گنده ایه.از یه زگیل 5کلیوی توی صورت بدتره.
گفته شده مشایی می رفته هند واز یه مرتاض خط می گرفته.
خبراش هست .حتما خبر دارید.
دلم نمی آد بگم چشم اسفندیار ویا پاشنه آشیل
ولی می دونم بده بد.خیلی بد.همین 4تا آدم دور وبرش هم می پرن.
راستی این مجاهدای بیچاره این وسط چی شدن چقدر نسجیده عمل کردن همیشه همین طورن.آتیشی .وساده .

Posted by: ... at July 29, 2009 10:21 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 8
چاپ کن
بفرست