:: تغییر پایه ای را فراموش کنید
:: مهرت از دل کی برون کنم
:: تابوهای سه گانه ایرانی
:: وطن نام تک تک فرزندانش را می داند
:: چرا مردم آنطور که ما فکر می کنیم رفتار نمی کنند
:: در دایره مغول نایستاده باشیم
:: خرمشهر آزاد شد اما آباد نشد
:: وبلاگی برای روايت ما از غرب
:: مرا آنگونه که هستم بپذير
:: ما دختران مان را دفن می کنيم
:: فاصله ما از غرب به نمونه ژازه طباطبايی
:: غرب لذت
:: تاريخ تحول شخصی ما در نگاه به غرب
:: به دوستان و خوانندگان ام در وبلاگستان فارسی
:: انقلاب بوسه و گل
 
 
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی  |:|   فیل های رسانه ای از نفس افتاده اند  |:|   متن پیشنهادی قانون اساسی جمهوری آینده ایران  |:|   تنها یادداشت بدردبخوری که پس از مرگ هانتینگتون به فارسی دیده ام  |:|   داستان زمانه و گسست ارتباط آن با مخاطب  |:|   گفتگوی من و بیلی با نویسنده سیبستان - نشر مجدد  |:|   فروش دستگاه های استراق سمع ده هزار تومانی و قطره خواب کردن زنان  |:|   فیلترینگ با 5 میلیارد تومان بودجه دوسال آینده اش کجا را هدف قرار داده است؟  |:|   هلندی های طرفدار قصاص  |:|   وقتی بسیچ شیرینی پخش می کند!  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
ملکوت غربی
سايت فيلم چرخ و فلک
نامه های عاشقانه يک پيامبر
مصحف با قرائت و امکان جستجو
شريعت عقلانی
در باره شریعت و عقلانیت
ايران و جامعه اطلاعاتی
کتابخانه فارسی آنلاين
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
باغ ايرانی
کاخ گلستان
آيدين آغداشلو
وبستان: رضا دقتی
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
سايت جامع پارتيان
ايران در سايت روزنامه گاردين
نمايه مجلات داخل ايران
راهنمای سايت های افغان
آينه افغانستان
الخليج العربی
Tehran Avenue
Wong Kar Wai
Thoughtland
Andrew Sullivan
HAWCA
International Crisis Group
Alan Sokal
Prospect Magazine
Counter Punch
New Yorker
Economist
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
Time photoessays
Best British Blogs
Kargah
Marge Casey
Fleurs du Mal
Forugh Farrokhzad


آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
September 1, 2008  
ضعف حافظه ما ایرانیان تاریخمند  
 

مقالات نیکفر همیشه تامل برانگیزند. این بار او به بهانه کشتار عمومی زندانیان در سال 67 به سراغ فنومن یادآوری در میان ما ایرانیان رفته است. حرفهاش شنیدنی است:

دوره‌ی کنونی، دوره‌ی یادهای محوشده، از یاد بردن، بی‌حافظگی، حافظه‌های تکه‌پاره، تکه‌تکه شدن حافظه‌های بزرگ و سرهم‌بندی و تولید یادهای جدید است. یادآوری عدالت‌خواهانه و هشداردهنده‌ی فجایع ۶۰ تا ۶۷ و پس از آن، در این زمانه کاری دشوار است.

او شهرهای ما را شهرهایی بی تاریخ می بیند و بدرستی می گوید: تهران، حافظه ندارد. شهر حفظ‌کننده‌ای نیست، وگرنه پر از خاطره است. می‌توانیم نقشه‌ی آن را بر اساس راهپیمایی‌های تاریخی بکشیم. می‌توانیم مکان‌های دستگیری‌ها را نشان کنیم، در اینجا مهدی را دستگیر کردند، در آن‌جا سهیل را.

 هدایت، علاقه‌ی خاصی به کافه‌نشینی داشته است. آیا اکنون کسی در تهران پیدا می‌شود که شما را در شهر آن گونه بگرداند که هدایت در آن پرسه می‌زده است؟ آیا کافه‌های هدایت را می‌شناسید؟ از آن‌ها اثری مانده است؟ اگر آری، آیا نشانه‌ای، آن غایب را حاضر می‌کند؟ (مقاله اش را اینجا بخوانید)

ما به تاریخ مان زیاد می نازیم اما در عمل از تاریخ مان می گریزیم. دیروز با آرشیتکتی ایرانی صحبت می کردم که از زوال و نابودی بافت های ستنی در تهران می گفت. هر چیز خوب و مدرن باید نو باشد و شیک باشد. می گفت در تهران خانه ای که سی ساله باشد دیگر کلنگی محسوب می شود. یعنی باقی ماندن و عمر کردن بنا بی معنا است. با این سرعت کلنگی شدن ما از تاریخ می بریم. هر چه سی ساله شده باشد گویی دیگر کلنگی است.

مردمی که خواهان گسستن از گذشته اند چگونه می توانند «یادآوران» خوبی باشند؟

ما از گذشته می بریم چون از آن وحشت داریم از آن بیزاریم. شکل خشونت و بدویت ما ست. شکل دوران عدم بلوغ ما ست. زمانی که جوش های درشت چرکین در می آوردیم. شبها محتلم می شدیم. دوره ای که نادان بودیم. دوره ای که آنقدر در آن خطا کرده ایم که همان بهتر که فراموش اش کنیم. ما از تاریخ مان شرمنده ایم. اگر نبودیم اینقدر از آن نمی گریختیم. ما دلمان نمی خواهد یکبار بایستیم و با خودمان رو در رو شویم. 

نیکفر درست می گوید که جمهوری مقدسان ما با هر چه یاد است می جنگد مگر همان یادهای رسمی که به کار او بیاید. این هم کمک می کند به ضعف حافظه مان. آنها که می توانند به یاد بیاورند هر روز کمتر و کمتر می شوند. این است که ما فردایی هم نداریم. 


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4277
نقد و نظر

اين فواره ي نكبت روزي _ كه نزديك است _ به زمين باز مي گردد.

Posted by: ihnd at September 8, 2008 4:23 AM



خیلی خوب بود...

Posted by: علی at September 6, 2008 10:46 AM



ضیافتی بزرگ به پا شد ز مرگ، در خانه
عروس باکره بردند به زور در خانه
_ نه از برای خون بس،برای خون بازی _*****
دو حجله بیاراستند از برای پروانه
به حجله دوم جسم او کشتند،
به حجله اول روح پروانه.

۲۷ مرداد۱۳۸۷ خورشیدی

Posted by: faryadaram at September 1, 2008 8:29 PM



"ما از گذشته می بریم چون از آن وحشت داریم..."

-ربطی به "وحشت از گذشته" ندارد،به اراده اصحاب قدرت هم مربوط نمی شود. به وحشت از جمع مربوط می شود، اینکه همه از هم تقلید می کنند و کسی جرات مستقل فکر کردن ندارد.(راستی، میل را دریافت کردید؟)

-------------------------
ایمیل تازه ای از شما نداشته ام. - سیب

Posted by: دانش آموز at September 1, 2008 9:11 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 4
چاپ کن
بفرست