دکتر سحابی هم رای نیاورد
مردم ایران به دکتر سحابی رای ندادند. به نظر آنها سعید حجاریان کمکاری کرده بود چون به کمک اقتدارگرایان توانسته بود از سوء قصدی که به جانش شده بود جان سالم به در ببرد. اکبر گنجی در انتخابات 27 خرداد 1384 از مردم رای اعتماد نگرفت، چون به اندازه کافی در سلول انفرادی نمانده بود.
در 27 خرداد ماه 1384، مردم ایران در یک انتخاب تاریخی به دکتر ناصر زرافشان که به دلیل اعتصاب غذا در حال مرگ بود نه گفتند. مردم هوشیار و همیشه در صحنه ایران به کمک و حمایت روشنفکران، نخبگان، و جامعه دانشجویی فعال و آگاه ایران توانستند مشت محکمی به دهان خانم شیرین عبادی بکوبند که مذبوحانه می خواست برای آقای معین و جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر رای جمع کند.
مردم ایران که همیشه در انتخاب دارای سلیقه و حسن نظر بوده اند و در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نیز شعور سیاسی خود را به همه جهانیان نشان داده بودند، این بار نیز نمونه بارز حسن سلیقه خود را به همگان ثابت کردند و در یک مشارکت چشمگیر به روزنامه های جامعه، نشاط و عصر آزادگان که در طول دوران اصلاحات با نوشته های پوچ و بی مایه افکار عمومی را مسموم می کردند نه گفتند. مردم ایران مسلما چنین فضای مطبوعاتی را بر نمی تابند و یکصدا خواستار همنوایی و یکصدایی با روزنامه وزین کیهان هستند.
گروه بزرگی از مردم هوشیار ایران اعتقاد داشتند که انتخابات ایران دموکراتیک نیست. به همین دلیل انتخابات را تحریم کردند. آنها اعتقاد داشتند در انتخابات 27 خرداد 1384 هیچ کاندیدايی در بین نامزدهای انتخاباتی حضور نداشت که بخواهد مطالبات مردم را پی گیری کند و صریحا از وضعیت حقوق بشر در ایران بگوید و از کلیه رد صلاحیت شد گان دفاع کند. به همین دلیل با رای ندادن خود و به روشی هوشمندانه و زیرکانه که فقط از ملت باهوش ایران بر می آید، از میان کاندیداهای موجود دموکرات ترین و مترقی ترین را انتخاب کردند. به حدی که جامعه ناظر بین المللی از حسن انتخاب آنها به حیرت افتاد.
در این انتخابات آقایان محمد مختاری و محمد جعفر پوینده هم رای نیاوردند. مشکل آقای مختاری این بود که به اندازه کافی در سراسر ایران تبلیغ نکرده بود و مردم و به خصوص روشنفکران به اندازه کافی او را نمی شناختند تا بتوانند به او رای دهند. همینطور ستاد تبلیغاتی محمد جعفر پوینده در این انتخابات به شدت ضعیف عمل کرده بود و نتوانسته بود حقانیت خود را آنطور که باید نشان دهد. متاسفانه آقای فروهر و همسرش خیلی زود مرده بودند و شایستگی این را نداشتند که دست کم کسی به آنها رای بدهد. مردم ایران و به خصوص روشنفکران تحریم کننده انتخابات یکصدا و یکپارچه با رای خود فریاد زدند که خواستار بازگشت سعید امامی هستند تا بتواند وزارت اطلاعات ناکارآمد و بی کفایت فعلی را وضعیت مطلوب قبل بازگرداند. روشنفکران معترض تحریم کننده انتخابات معتقدند که مدتهاست هیچ اتوبوسی در دره نیافتاده است و به همین دلیل عده زیادی نویسنده قلم به مزد مزدور فاسد فضای جامعه را شدیدا مسموم کرده اند.
خوشبختانه مردم ایران حافظه خیلی خوبی دارند و در روز 27 خرداد 1384 اصلا از یادشان نرفته بود که در روزهای 8 سال پیش در دانشگاه ها اگر دختر عمویشان را داخل کلاس می دیدند با ترس و لرز به او سلام می کردند و خوب یادشان مانده بود چند بار در پارک نزدیک منزل به همراه همسرشان توسط دوستان ارشادی بازجویی شدند. حافظه خوب مردم ایران و به خصوص حافظه فوق العاده نخبگان روشنفکر ایران خوشبختانه به آنها اجازه داد که کاندیداهای مناسبی را انتخاب کنند. کسانی که بتوانند به خوبی روزهای خوش گذشته را احیا کنند.
مردم ایران نشان دادند که به هیچ عنوان مرتجعین ملی مذهبی نظیر سروش، کدیور، یوسفی اشکوری و عمادالدین باقی در شان نظرشان نمی باشند. آنها به سایر انواع روشنفکری هم پشت کردند، و صادقانه و محکم رای خود را در صندوق ها ریختند. از این به بعد هیچ روشنفکری حتی روشنفکران مذهبی نمی توانند ادعا کنند که در میان مردم جایی دارند. لازم به ذکر است که روشنفکران غیر مذهبی از مدتها پیش جایگاهی میان مردم نداشتند.
مردم ایران با دوستان قدیمی خود در لباس های جدید پیمان بستند و موفق شدند جبهه منحوس دموکراسی خواهی و حقوق بشر را برای مدت طولانی در ایران شکست دهند. باید از صمیم قلب به ملت هوشیار و همیشه در صحنه ایران به خصوص به روشنفکرانی که با تحریم به موقع و درست خود این موفقیت بزرگ را رقم زدند تبریک گفت. بی تردید این پیروزی تاریخی تا دهها سال دیگر مثل تاج گل افتخار بر سر تمدن و تاریخ ایران زمین خواهد درخشید.