:: بدون اين، دوستی يعنی چه اصلا؟
:: می توانست اتفاق نيفتد
:: همه نظم ها آلوده اند
:: ما در رهگذار باد نگهبان لاله ايم
:: نو شدن مدام
:: آوار روزها يا چيزی شبيه به آن
:: ليله القدر ما
:: و مردمان چه پرهيزکارانند
:: نه قربانی نه قهرمان
:: و يبقی وجه ربک
::  در سکوت
:: ماه زده
 
 
غدیر قم یا تاجگذاری اسلامی  |:|   سلطان به سلام حوزه می رود  |:|   A Day with Ridley Scott, who excluded us  |:|   سلطان، ارمنی کشی از روزنامه نگاران و ریدلی اسکات  |:|   ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی  |:|   فیل های رسانه ای از نفس افتاده اند  |:|   متن پیشنهادی قانون اساسی جمهوری آینده ایران  |:|   تنها یادداشت بدردبخوری که پس از مرگ هانتینگتون به فارسی دیده ام  |:|   داستان زمانه و گسست ارتباط آن با مخاطب  |:|   گفتگوی من و بیلی با نویسنده سیبستان - نشر مجدد  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
نامه های عاشقانه يک پيامبر
مصحف با قرائت و امکان جستجو
شريعت عقلانی
در باره شریعت و عقلانیت
ايران و جامعه اطلاعاتی
کتابخانه فارسی آنلاين
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
سايت جامع پارتيان
نمايه مجلات داخل ايران
راهنمای سايت های افغان
آينه افغانستان
Wong Kar Wai
Thoughtland
HAWCA
International Crisis Group
Alan Sokal
Prospect Magazine
Counter Punch
New Yorker
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
Kargah
Marge Casey
Fleurs du Mal
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
July 26, 2003  
سکوت خداوند  
 

امشب به امر قدسی فکر می کردم. فکر می کردم امشب چيزی در اين باره خواهم نوشت. در باره تقدس و متن. ويديوی مصاحبه جهانبگلو با بيژن جلالی را هم می ديدم. در باره خدا که صحبت کرد گوش هايم تيز شد. گفت که تا 55 سالگی انديشه در باب خدا از محورهای ذهن و فکر او بوده است. و گفت که او به اولوهيتی در جهان قائل است. فکر کردم من هم تا 55 سالگی هنوز با اين انديشه بالا و پايين خواهم شد؟ و فکر کردم که بيژن جلالی چه صداقتی داشت در طرح اين موضوع. روشنفکران طوری برخورد می کنند که انگار اين مساله آنها نيست يا آن را حل کرده اند. من سخت گرفتار آنم. مشکل من وجود خدا نيست. چنين مشکلی هيچوقت نداشته ام. مشکل من سکوت خداوند است. چگونه می توان با او سخن گفت و از او کلامی شنيد. چه خوشبخت بود موسی که تکليم را موهبت يافته بود.


شب اول
در را که باز می کنم
به روی آسمان گشوده می شود
چرا در شب به تو نزديک ترم؟
اما تنها جمله ای رد و بدل می شود.
در را می بندم
آسمان همچنان گشوده است.
من گنج توام
خانه ام نورباران است
در چشم فرشتگان آسمان
سرخی آتشی است در قلب من.
در را که می بندم
فکر می کنم
مرا فراموش نکرده است
مرا فراموش نمی کند.

شب ديگر
قصه را می دانی
و باز
می خواهی از زبان من بشنوی
گويی دلت برای شنيدن صدای من تنگ می شود
يا که تنهايی
می خواهی کسی صدايت کرده باشد
همه چيز را دانستن گنج گرانی است
که تو را بی نياز کرده است
و تنها.
هيچکس دوست تو نيست
رازها را نگفته می دانی
و به ما هيچ نمی گويی
دوستی با تو نابرابر است
مثل عشق.

آوريل 2002
از: انجيل ناتمام

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

تو كه نيك با خدا سخن ميگويي از چه در حسرتي!

Posted by: Toranj at August 4, 2003 1:33 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 1
چاپ کن
بفرست