:: به ما خوب می رسن الحمدلله
:: آبی آسمانی
:: فيلوسوفيای عشق
:: ورقی چند از تاريخ گل
:: دروغ تاريخ را بی معنا می کند
:: از آرزو بر باد
:: صنم
:: خسروانی هايی برای ماه دزديده
:: ماه دزديده
:: خسروانی
:: پسگفتار
:: دن کيشوت
:: سکوت خداوند
:: سه منظره
:: لاله سياه
:: Forget-me-not
:: سکوت
:: آهو
:: غرقه
:: شهمات
::  منطق الطير
:: اجابت
::  سمرقند
 
 
غدیر قم یا تاجگذاری اسلامی  |:|   سلطان به سلام حوزه می رود  |:|   A Day with Ridley Scott, who excluded us  |:|   سلطان، ارمنی کشی از روزنامه نگاران و ریدلی اسکات  |:|   ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی  |:|   فیل های رسانه ای از نفس افتاده اند  |:|   متن پیشنهادی قانون اساسی جمهوری آینده ایران  |:|   تنها یادداشت بدردبخوری که پس از مرگ هانتینگتون به فارسی دیده ام  |:|   داستان زمانه و گسست ارتباط آن با مخاطب  |:|   گفتگوی من و بیلی با نویسنده سیبستان - نشر مجدد  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
نامه های عاشقانه يک پيامبر
مصحف با قرائت و امکان جستجو
شريعت عقلانی
در باره شریعت و عقلانیت
ايران و جامعه اطلاعاتی
کتابخانه فارسی آنلاين
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
سايت جامع پارتيان
نمايه مجلات داخل ايران
راهنمای سايت های افغان
آينه افغانستان
Wong Kar Wai
Thoughtland
HAWCA
International Crisis Group
Alan Sokal
Prospect Magazine
Counter Punch
New Yorker
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
Kargah
Marge Casey
Fleurs du Mal
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
June 4, 2003  
از کوچه شما عبور کرده بود  
 

يک. درد اول

او را نمی شناسيد
او را که جان به عشق
داده است
و با گامهای بارانی اش
در کوچه های خيس سفرهای انزوا
گم شده است.

"ای تن سبز ديوارهای کهنه ای
که بوی گياه و خاک می دهيد!
مرا پناه دهيد
چون سرگشته برگی
که از خاطرات پاييزی
هراسان است."

تنها نصيب تو
تماشا بود
ای نگاه سوخته!

"ای هستی پريشان باد!
بر اين التهاب فسرده
اينک
نوازشی."


دو. رو به تهی

او را نمی شناسيد
او را که گاه عبور
به جويباری ساکت
می مانست
اما تمام روانش
تعبير آبی دريا بود.
"تشنه ای نبود
و گرنه آب
چگونه در حسرت کوزه هاتان
سوخت؟"

پنجره ها
رو به تهی باز می شوند
ای طالب روشنی!
پرندگان صبح
از افق های آبی
گريخته اند.
"اگر چاک چاک شوی
ای نگاهِ
بيهوده
در انتظار
تو را سزا می دانم."


سه. وهم

او را نمی شناسيد
او را که چشمانی
به رنگ ساده قلبش
داشت
و همواره از هجوم وهم
می ترسيد
و هيچ از خود نمی پرسيد
چرا در نگاه سرخ گلی
چنين حيران است.
"اما بی حضور تو ديگر مرا توانی نيست
ای گل خفته مهر!
و اين روان بی تصوير
برای رفتن مردد است.
آه
همينجا
به پای هستی سبز اين درخت
به خاک اگر شوم
باز اميدی هست
که فردا
در رگهای روشن برگها
سرود آفتاب را
نوش کنم."

ای روان فسرده و خاموش!
ماهيان شوق از تو گريختند
آينه آفتاب شکسته است
اما هنوز
تلالو لحظه های آفتابی
در ذرات شکسته آيينه اش
نگاه خيس خاطرات آبی تو را
خيره می کند.


چهار. تلخ

او را نمی شناسيد
او را که ميان عشق و مرگ
به سمت کبود مرگ
رانده می شود.
"ای کابوس فردای خفته و تاريک!
اين روان پريشان را
مگر اوج آفتابی ابرها
نصيب نبود
که اينچنين به هرزه
مردابی
خواهد شد؟"

با آنهمه سبد که برای چيدن تبسم صبح رفته بودی
چه شد
که تهيدست و تلخ
به دامن شب
بازگشته ای؟

پنج. سنگ

او را نمی شناسيد
او را که ديگر نيست
او را که گرچه با خبر روشنی آينه هاتان
آمده بود
جز سنگ بر دهانش
نصيبی نداديد.

ای رسول مرده!
لوح گور تو
فقط
نقش عبور بی اعتنای باد خواهد بود
بر خاک سوخته.


از: ف ص ل حضور


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/670
نقد و نظر
نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 0
چاپ کن
بفرست